بهترین فیلمهای ترسناک تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵ تحریریه دیجیکالا مگ فیلمهای ترسناک حدودا از همان ابتدای پیدایش سینما، این گونه از هنر را همراهی کردهاند و ژانری جدانشدنی از تاریخ سینما بودهاند. از اقتباسهای داستانها و رمانهای ترسناک گرفته تا صحنههای شوکهکننده که بیننده را از جا میپرانند، فیلمهای ترسناک در دستهها و گونههای متفاوتی جای میگیرند و دهها زیرژانر مختلف برای خود دارند. با این حال، با نگاهی به بهترین فیلمهای ترسناک تاریخ، میتوان فهرستی بسیار خوب از بهترین و تاثیرگذارترینهای آنها جمعآوری کرد.
در ادامه تلاش کردهایم تا بهترین فیلمهای ترسناک تاریخ سینما را در فهرستی کامل، از فیلمهای ترسناک داستانمحور گرفته تا فیلمهای ترسناک روانشناسانه، یا آثار کلاسیک و آثار جدید، گردهم بیاوریم. معیار ما در رتبهبندی، میزان ترسناک بودن فیلمها در عین باکیفیت بودن و وجود داستانی خوب و نهایتا هم سطح تاثیرگذاری آنها بوده؛ طوری که ممکن است برای مثال یک فیلم بهشدت ترسناک و خشن در گوشهای از دنیا ساخته شده باشد که دیدنش کار هر کسی هم نیست و ما هم مشخصا سراغ آن نخواهیم رفت. تمام فیلمهایی که جمعآوری کردهایم، در ژانر خود کیفیتی بسیار بالا ارایه میدهند و در عین حال هم ترسناک و تاثیرگذار بودهاند. از نظر ما، یک داستان خوب که تا مدتها در ذهن بیننده بماند، مهمترین عنصر یک فیلم ترسناک است و به این فاکتور اهمیت بیشتری دادهایم.
از شما میخواهیم فیلمهای دیگری که میشناسید و بهنظرتان در این فهرست از قلم افتاده است را در بخش نظرات معرفی کنید و به اشتراک بگذارید.
30. Pearl (پرل)

کارگردان: تی وست
بازیگران: میا گاث، دیوید کورنسوت، تندی رایت
سال اکران: ۲۰۲۲
فیلم «پرل» به کارگردانی تی وست، اثری برجسته در سینمای اسلشر مدرن است که به عنوان پیشدرآمدی بر فیلم «ایکس»، خاستگاه خوی آدمکشی شخصیت اصلی را روایت میکند. این فیلم با قرار دادن قاتل در مرکز داستان، به سبک آثار کلاسیکی همچون «روانی» و «هالووین» عمل میکند و با انتخاب یک زن به عنوان نقش اصلی، روایتی عصیانگرانه ارائه میدهد. داستان در سال ۱۹۱۸ و در تگزاس جریان دارد، جایی که «پرل» در مزرعهای تحت سلطهی مادری سختگیر زندگی میکند و پس از مواجهه با فیلمهای سینمایی، رویای شهرت را در سر میپروراند و به تدریج به سمت خشونت سوق پیدا میکند. تی وست در این اثر با الهام از تاریخ سینما و آثاری چون «جادوگر شهر از»، «کشتار با اره برقی در تگزاس» و «مری پاپینز»، سبک متمایزی را به نمایش میگذارد. یکی از ارکان اصلی موفقیت فیلم، بازی درخشان میا گات است که گذار شخصیت از معصومیت به جنون را به تصویر میکشد. با توجه به موفقیت این فیلم و «ایکس»، تی وست سهگانهی خود را با ساخت فیلم «ماکسسسین» تکیل و شخصیت «پرل» را به عنوان یک قاتل نمادین در تاریخ ژانر وحشت تثبیت کرد.
29. Climax (نقطهی اوج)

کارگردان: گاسپار نوئه
بازیگران: سوفیا بوتلا، رومن گیرمیک، سهیلا یعقوب، کیدی اسمایل
سال اکران: ۲۰۱۸
فیلم «نقطه اوج» (Climax) به کارگردانی گاسپار نوئه، اثری متفاوت و افراطی در سینمای وحشت فرانسه است که بیش از آنکه بر روایتی داستانی متکی باشد، بر خلق فضایی مالیخولیایی و تجربهای حسی تمرکز دارد. این فیلم که مشخصاً برای علاقهمندان جدی ژانر وحشت ساخته شده، با اتکا به کارگردانی دینامیک نوئه، ریتمی سرسامآور و نمایش بیپردهی جنون، تجربهای دیوانهوار را رقم میزند. داستان درباره گروهی از رقصندگان است که برای تمرین در جنگلی دورافتاده گرد هم آمدهاند، اما پس از یک جشن، به دلیل اثرات ناخواستهی مواد مخدر، درگیر هرجومرج و رفتارهای جنونآمیز میشوند. نوئه با استفاده از نورهای تند، فضاهای شلوغ و درهمتنیدگی آدمها، این جشن را به حمامی از خشونت و بیپروایی تبدیل میکند. از آنجا که فیلم بر یک پلات لاغر بنا شده و بیشتر بر گسترش موقعیتهای خاص و ایدههای تصویری متکی است، تماشای آن نیازمند همراهی با ریتم سریع و جنون جاری در قاب دوربین است. در نتیجه، این اثر شاید برای مخاطب عام یا افرادی که تحمل خشونت عریان و موقعیتهای غیرمتعارف را ندارند، گزینهی مناسبی نباشد، اما برای طرفداران سبک خاص و بیپردهی نوئه، بازتابدهندهی تمام المانهای محبوب او در تصویرگری خشونت و فروپاشی انسانی است.
28. Midsommar (میدسامر)

کارگردان: آری استر
بازیگران: فلورنس پیو، جک رینور، ویل پولتر
سال اکران: ۲۰۱۹
فیلم «نیمه تابستان» (Midsommar) ساختهی آری آستر، اثری بدیع در زیرژانر فرقههای خشن است که با اعتماد بهنفس بالا قواعد و کلیشههای رایج سینمای وحشت را در هم میشکند. داستان فیلم حول محور دختری آسیبپذیر به نام «دنی» میچرخد که پس از تجربهی فقدانی تلخ و فروپاشی روانی، همراه با دوستپسرش و گروهی از دوستان او، برای شرکت در یک مراسم باستانی تابستانی راهی سوئد میشوند؛ مراسمی فریبنده که خیلی زود به یک کابوس فرقهای و شوم بدل میگردد. مهمترین خرق عادت آستر در این اثر، خلق وحشت در روشنایی مطلق روز است؛ در کشوری که خورشید حتی در نیمهشب هم غروب نمیکند، کارگردان به جای تاریکی و سایهها، از رنگهای شاد، طبیعت چشمنواز و قاببندیهای زیبا برای القای حسی از دلهره، اضطراب و وحشت استفاده کرده است. از سوی دیگر، تمرکز فیلم بر آسیبهای روحی شخصیت اصلی و سوءاستفادهی این فرقهی عجیب از شکنندگی او، بعدی روانشناختی و عمیق به داستان میبخشد. آستر با پیشبرد غیرقابل پیشبینی قصه و به هم زدن مداوم تصورات مخاطب، ثابت میکند که چگونه میتوان با حفظ جهان شخصی خود، تماشاگر را حتی در فیلمی بسیار روشن وارد ترسی عمیق و فراموشنشدنی کرد.
27. The Devil’s Rejects (مطرودین شیطان)

کارگردان: راب زامبی
بازیگران: سید هیگ، بیل مسلی، شری مون زامبی، کن فوری، متیو مکگروری
سال اکران: ۲۰۰۵
«مطرودین شیطان» (The Devil’s Rejects) به کارگردانی راب زامبی، فیلمی خشن، افسارگسیخته و بیشتر مناسب طرفداران ژانر اسلشر کلاسیک و ترسناک است که در آن هیچ حد و مرزی برای نمایش جنایت و خونریزی وجود ندارد. این فیلم که دنبالهای بر «خانهی ۱۰۰۰ جسد» محسوب میشود، داستان فرار یک خانوادهی روانی و قاتل را روایت میکند که پس از کشتار دهها نفر، آوارهی جادههای تگزاس میشوند و در مسیر خود به جنایات سادیستیک ادامه میدهند. در همین حال، یک افسر پلیس که تشنهی انتقام خون برادرش است، آنها را تعقیب میکند. نقطه قوت اصلی و شاهکار زامبی در این فیلم، تلفیق المانهای ژانر وحشت با سینمای وسترن دههی ۷۰ و همچنین جابهجایی مداوم جایگاه قهرمان و ضدقهرمان است؛ به طوری که با گذشت زمان، پلیس انتقامجو چنان وحشیتر و بیرحمتر از این خانوادهی قاتل میشود که در پایان، مخاطب به طرز عجیبی با این جنایتکاران نکبتزده همذاتپنداری کرده و فیلمساز مرگ آنها را همچون آیینی باشکوه به تصویر میکشد. «مطرودین شیطان» با فضاسازی کثیف، دوربین بیقرار و ارجاعات مداوم به بدبینی و پارانویای آمریکای پس از ۱۱ سپتامبر، به خوبی موفق میشود رنج و وحشت زمانهی خود را در قالب یک سفر جادهای پر از جنون بازتاب دهد.
26. Hostel (مسافرخانه)

کارگردان: ایلای راث
بازیگران: جی هرناندس، درک اندرو، ایبور گوجونسون، باربارا ندلیاکووا، ریک هافمن، تاکاشی میکه
سال اکران: ۲۰۰۵
فیلم اسلشر «مسافرخانه» (Hostel) به کارگردانی ایلای راث و تهیهکنندگی کوئنتین تارانتینو، از بهترینهای ژانر خود است که تصویری وحشتناک از شکنجه و جنایت را به نمایش میگذارد. داستان فیلم دربارهی گروهی از دانشجویان بیخبر و در جستجوی خوشگذرانی است که در جریان سفرشان به اروپا و اقامت در خوابگاهی در اسلواکی، در تلهی جهنمی و خونین انسانهایی ثروتمند و ظاهراً موجه گرفتار میشوند؛ اشخاصی که برای ارضای عقدههای خود، پول میپردازند تا انسانهای بیگناه را به وحشتناکترین شکل سلاخی کنند. برخلاف آثاری چون مجموعه «اره» یا سریال «بازی مرکب» در این فیلم نه قربانیان گناهکارند و نه قاتلان ظاهری غیرعادی یا هیولاوار دارند؛ همین امر مرز باریک میان یک تصمیم ساده در زندگی روزمره و افتادن در ورطهی وحشتی بیبازگشت را برجسته کرده و حس ناامنی عمیقی در مخاطب بیدار میکند. مهمترین وجه تمایز این فیلم پرفروش (که متأسفانه بهانهای برای ساخت دنبالههایی به شدت ضعیف شد)، واکنش مستقیم آن به شرایط اجتماعی زمانهاش است. در واقع، «مسافرخانه» بازتابی تاریک و تمثیلی از وحشت، بیاعتمادی و پارانویای حاکم بر جوامع غربی پس از حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر است که تبعات این ترس جمعی را بیپرده به رخ میکشد.
25. Annihilation (نابودی)

کارگردان: الکس گارلند
بازیگران: ناتالی پورتمن، جنیفر جیسن لی، اسکار آیزاک، جینا رادریگز
سال اکران: ۲۰۱۸
«نابودی» (Annihilation) به کارگردانی الکس گارلند، فیلمی متفاوت، بحثبرانگیز و غافلگیرکننده است که با ترکیب هوشمندانهی سینمای علمی-تخیلی و المانهای ژانر وحشت، از کلیشههای رایج این دو ژانر فراتر میرود. داستان فیلم دربارهی یک منطقهی پساآخرالزمانی عجیب، زیبا اما به شدت مرگبار است که قوانین حیات کاملاً تازهای در آن شکل گرفته است. پس از آنکه یک گروه نظامی به این منطقه اعزام شده و همگی به جز یک بازماندهی به شدت مجروح و ناآگاه به طرز مرموزی کشته میشوند، گروهی از دانشمندان زن تصمیم میگیرند برای کشف حقیقت و تحقیق دربارهی این پدیدهی ناشناخته قدم به این محیط فریبنده بگذارند. آنچه این فیلم را به اثری عمیقاً ترسناک و غیرقابل پیشبینی تبدیل میکند، خود این جهان نوظهور است؛ دنیایی دوگانه، خلاق و به ظاهر هوشمند که با زیبایی خیرهکنندهاش مخاطب و شخصیتها را فریب داده و در لحظه از آنها قربانی میسازد. این اکوسیستم بیگانه مدام استراتژی و تاکتیک خود را برای شکار تغییر میدهد و درست زمانی که فکر میکنید دستش رو شده، نقشهای جدید میکشد. در واقع، گارلند با این فضاسازی توانسته حسی از تعلیق و وحشت روانشناختی مداوم را خلق کند که تماشاگر را تا پایان سراسر غافلگیرکنندهی فیلم، درگیر تقابل دائمی زیبایی و مرگ نگه میدارد.
24. Cronos (کرونوس)
کارگردان: گیرمو دل تورو
بازیگران: فدریکو لوپی، ران پرلمن
سال اکران: ۱۹۹۲
«کرونوس» (Cronos)، اولین ساختهی بلند گیرمو دلتورو، فیلمی است که جهانبینی منحصربهفرد و تاریک این کارگردان خلاق مکزیکی را به سینما معرفی کرد. این فیلم در سال ۱۹۹۳ برندهی جایزهی دوربین طلایی جشنوارهی کن (بهترین فیلم اول) شد و خیلی زود توجه هالیوود و سرمایههای کلان را به سمت دلتورو جلب کرد؛ بودجههایی که برای خلق فضاهای فانتزی و جاهطلبانهی او در سالهای بعد کاملاً ضروری بودند. داستان فیلم دربارهی دستگاهی باستانی و مرموز است که در سال ۱۵۳۶ برای اعطای عمر جاودان ساخته شده است. در زمان حال، یک عتیقهفروش این وسیله را پیدا کرده و راز جوانی آن را کشف میکند. در همین حین، پیرمردی در آستانهی مرگ نیز با طمع بقا به دنبال تصاحب این دستگاه است؛ غافل از اینکه جادوی سیاه نهفته در آن، نیرویی بهشدت مخرب و تهدیدآمیز دارد. آنچه «کرونوس» را در ژانر وحشت متمایز میکند، پرهیز از غافلگیریهای سطحی (Jump Scares) و تمرکز بر ترسی عمیقتر است: پناه بردن از واقعیتهای تلخ به آغوش رویاهایی که به کابوس ختم میشوند. دلتورو در این اثر، علاقهی همیشگی خود به داستانهای پریان گوتیک، جادوی سیاه و تقابل جهان انسانها با نیروهای فراطبیعی را به زیبایی پایهگذاری کرده و نوید ظهور مؤلفی صاحبسبک را میدهد.
23. Goodnight Mommy (شب بخیر مامان)

کارگردان: ورونیکا فرانتس
بازیگران: سوزانه وست
سال اکران: ۲۰۱۴
فیلم روانشناسانه اتریشی «شببخیر مامان» (Goodnight Mommy) نمونهای عالی از سینمای وحشت اروپا است که با تکیه بر بستری بومی، تجربهای کاملاً متمایز و تازه نسبت به آثار کلیشهای هالیوود ارائه میدهد. داستان دلهرهآور فیلم دربارهی مادری است که پس از یک عمل جراحی سنگین، با صورتی کاملاً باندپیچیشده به خانهی دورافتادهاش نزد دو پسر دوقلویش بازمیگردد. اما رفتارهای سرد، عجیب و گاه پرخاشگرانهی او با کودکانش، باعث میشود تا این دو پسرک شک کنند که این زن غریبه، مادر واقعی آنها نیست؛ شکی که آنها را برای کشف حقیقت به سمت جستجو در گذشته و برملا شدن رازی تاریک میکشاند. آنچه این اثر را به تجربهای عمیقاً تکاندهنده تبدیل میکند، چرخش داستانی نفسگیر آن در میانههای فیلم است که مرز میان قربانی و عامل ایجاد وحشت را در ذهن مخاطب کاملاً محو میکند. کارگردان با هوشمندی تمام، به جای استفاده از خون و خونریزیهای رایج، روی وحشت روانشناختی و خلق فضایی به شدت سرد و عاری از احساسات گرم انسانی تمرکز کرده است. تقابل دو کودک ظاهراً بیگناه با مادری غیرقابل پیشبینی، تعلیقی بینظیر میسازد و ثابت میکند که چگونه سینمای اروپا میتواند با قصههایی بکر و ترسهای ذهنی، مخاطب را عمیقاً غافلگیر کند.
22. Possession (تسخیر)

کارگردان: آنژی ژووافسکی
بازیگران: ایزابل آجانی، سم نیل
سال اکران: ۱۹۸۱
فیلم «تسخیر» (Possession) ساختهی آندژی زولافسکی، اثری دیوانهوار و عجیب در تاریخ سینما است که با امتناع از ارائهی توضیحات منطقی یا علتومعلولی، مخاطب را در فضایی مالیخولیایی و مرموز غرق میکند. داستان با جدایی سرد و ناگهانی زنی از همسرش آغاز میشود؛ اما این رفتار بهسرعت به جنونی غیرقابلتوضیح، رفتارهای چندشآور و ظهور یک هیولای شیطانی تغییر شکل میدهد. برخلاف فیلمهای رایج ژانر جنزدگی، زولافسکی ماهیت این موجود و دلایل دگرگونی زن را در هالهای از ابهام رها میکند تا وحشت، عمیقتر و ناخودآگاهانه تجربه شود. دوربین رو دست کارگردان، مدام در حال تعقیب یا پنهان شدن است که این امر فضای کلاستروفوبیک و بیگانگی مدرن را تشدید میکند. در میانهی این هرجومرج، بازی ایزابل آجانی ستون اصلی فیلم است؛ او با هنرمندی تمام، تضادی زیبا از معصومیت و هیولای درون را به تصویر میکشد که بدون حضور او، این فیلم شاید هرگز به جایگاه کنونیاش نمیرسید. «تسخیر» تجربهای بصری و روانی است که بیننده را در هذیانی بلند مدت رها میکند و به دلیل همین سبک ساختارشکنانه، اثری فراموشنشدنی در سینمای وحشت محسوب میشود.
21. Hereditary (موروثی)

کارگردان: آری استر
بازیگران: تونی کولت، گابریل بیرن، الکس وولف
سال اکران: ۲۰۱۸
فیلم «موروثی» (Hereditary) ساختهی درخشان آری آستر، اثری فراتر از کلیشههای رایج ژانر وحشت است که با حالوهوای هنری و اروپایی خود، یادآور شاهکارهایی چون «درخشش» و «مرد حصیری» است. این فیلم که در زیرژانر وحشت روانشناختی، فراطبیعی و فرقهای (کالت) قرار میگیرد، به جای اتکای صرف به غافلگیریهای لحظهای، بر تعلیقی عمیق، پایدار و ویرانگر تکیه دارد که تا مدتها ذهن مخاطب را درگیر میکند. داستان فیلم با مرگ مادربزرگ مرموز خانوادهی گراهام آغاز میشود؛ اتفاقی شوم که باعث میشود دخترش، آنی، احساس کند روح مادرش با نوهی خانواده یعنی «چارلی» ارتباط برقرار کرده است. در حالی که آنی رازهای هولناکی را پنهان میکند، پیوند این جهان با دنیای مردگان و فعالیتهای یک فرقهی شیطانی، پرده از کابوسی موروثی برمیدارد. یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، بازی خیرهکنندهی تونی کولت در نقش آنی است که با بازتاب طیف وسیعی از احساسات پیچیده، استانداردهای بازیگری در سینمای وحشت را ارتقا میدهد. «موروثی» که اولین بار در جشنوارهی ساندنس تحسین منتقدان را برانگیخت، با پیوند زدن ترسهای عمیق اگزیستانسیال به وحشتهای آیینی، موفق شده به یکی از ترسناکترین، غافلگیرکنندهترین و ماندگارترین آثار مدرن تاریخ سینما تبدیل شود.
20. Rosemary’s Baby

کارگردان: رومن پولانسکی
بازیگران: میا فارو، جان کاساوتیس، روث گوردون، سیدنی بلکمر
سال اکران: ۱۹۶۰
فیلم «بچه رزمری» (Rosemary’s Baby) ساختهی رومن پولانسکی، شاهکاری روانشناسانه است که ترس را با اضطرابهای عمیق دوران بارداری گره میزند. داستان از جایی آغاز میشود که رزمری و همسرش به آپارتمانی در نیویورک نقلمکان میکنند؛ اما پشت ظاهر مهربان و دلسوز همسایگان مسن آنها، فرقهای مخوف پنهان شده است که برخلاف کلیشههای رایج، به جای قربانی گرفتن، قصد مراقبت از رزمری را دارند تا او «دجال» را به دنیا بیاورد. پولانسکی در این اثر، وحشت را در قالب انسانهایی کاملاً عادی و روزمره (گرگهایی در لباس میش) به تصویر میکشد و با خلق هیولایی نامرئی، احساس فلجکنندهی بیاختیاری انسان در برابر دنیای اطرافش را به مخاطب القا میکند. آنچه این فیلم را در تاریخ سینما جاودانه کرده، تلفیق هنرمندانهی تعلیق تدریجی و هیچکاکی با رویکرد روشنفکرانهی سینمای مدرن اروپا است؛ رویکردی که به جای تکیه بر ترسهای لحظهای، بر پرورش دقیق شخصیت اصلی و حالات روانی او تمرکز میکند. همین شخصیتپردازی بینقص باعث همذاتپنداری عمیق تماشاگر با زنی بیپناه در میان توطئهای شیطانی میشود و در نهایت، یکی از مهیبترین و فراموشنشدنیترین پایانبندیهای تاریخ سینما را رقم میزند.
19. The Devil’s Backbone (ستون فقرات شیطان)

کارگردان: گیرمو دل تورو
بازیگران: ماریسا پاردس، ادواردو نوریگا، فدریکو لوپی
سال اکران: ۲۰۰۱
«ستون فقرات شیطان» (The Devil’s Backbone) ساختهی گیرمو دلتورو، فیلمی عالی در ژانر وحشت است که داستان آن در سال ۱۹۳۹ و در اواخر جنگ داخلی اسپانیا روایت میشود. دلتورو در این فیلم، مشابه شاهکار دیگرش یعنی «هزارتوی پن»، از بستر تاریک جنگ و تنهایی یک کودک برای خلق جهانی وهمآلود بهره میبرد، اما این بار کاملاً به سمت سینمای وحشت تمامعیار گام برمیدارد. قصه دربارهی پسرکی یتیم به نام کارلوس است که به یک مدرسهی شبانهروزی فرستاده میشود و در آنجا با روح سرگردان دانشآموزی مقتول در زیرزمین ارتباط برقرار میکند. مهمترین تکنیک دلتورو برای القای ترس در این اثر، دست گذاشتن روی ریشهایترین وحشت بشر یعنی «ترس از ناشناختهها» است؛ او با قرار دادن مخاطب و قهرمان داستان در محیطی غریب و ارائهی قطرهچکانی اطلاعات، حس تعلیق و وحشتی عمیق را به آرامی بر سر تماشاگر آوار میکند. موفقیت این تکنیک روایی به شدت مدیون فضاسازی سرد و وهمانگیز این مدرسهی قدیمی در دههی ۳۰ میلادی است که بدون آن، فیلم تأثیرگذاری فعلی خود را نداشت. در نهایت، روند منطقی قصه و ترکیب بینقص فضاسازی با المانهای وحشت روانشناختی، «ستون فقرات شیطان» را به بهترین فیلم کاملاً ترسناک در کارنامهی دلتورو تبدیل کرده است که مهارت بالای او را در این ژانر به اثبات میرساند.
18. The Witch (جادوگر)

کارگردان: رابرت اگرز
بازیگران: آنیا تیلور-جوی، رالف اینسون، کیت دیکی
سال اکران: ۲۰۱۵
فیلم «ساحره» (The Witch) به کارگردانی رابرت اگرز، با پایانی بینظیر و متناسب با داستان، یکی از بهترین و ماندگارترین آثار ژانر وحشت در دهههای اخیر است. داستان فیلم در سال ۱۶۳۰ میگذرد و روایتگر زندگی خانوادهای بهشدت متعصب و مذهبی است که پس از طرد شدن از اجتماع، در حاشیهی جنگلی تاریک ساکن میشوند؛ جایی که با گم شدن نوزادشان و مقصر دانستن دختر بزرگتر، روند فروپاشی آنها آغاز میگردد. اگرز با استادی تمام، فضایی بهشدت وهمآلود و خفهکننده خلق کرده که به جای تکیه بر کلیشههای رایج، بر روانشناسی عمیق شخصیتها و روابط متزلزل آنها متمرکز است. او این انسانهای رنجور را در شرایطی قرار میدهد که حتی بدون حضور یک نیروی شیطانی بیرونی نیز، با تعصبات و جهلشان یکدیگر را به سمت نیستی میکشانند. یکی از مهمترین برگهای برندهی فیلم، حفظ ابهام و ساختار پررمزوراز آن است؛ مخاطب مدام در این دوگانگی دستوپا میزند که آیا عامل این وحشت، اهریمنی واقعی در دل جنگل است یا هیولایی زاییدهی ذهن بیمار اعضای خانواده؟ همین تناقض هوشمندانه، در کنار شخصیتپردازیهای بینقص و فضاسازی معرکه، «ساحره» را به اثری عمیق و تأویلپذیر تبدیل کرده که تا مدتها در ذهن بیننده به حیات خود ادامه میدهد.
17. It (آن)

کارگردان: اندی موسکیتی
بازیگران: جیدن لیبرهر، فین ولفهارد، بیل اسکاشگورد، سوفیا لیلیس
سال اکران: ۲۰۱۷
فیلم «آن» (It) پدیدهای بیسابقه در سینمای وحشت مدرن است که با رویکردی شبیه به بلاکباسترهای تابستانی، این ژانر را برای طیف وسیعتری از مخاطبان (از جمله خانوادهها) قابلتماشا کرد. اگرچه کاهش خون و خشونت و وحشت کمتر ممکن است طرفداران سنتی ژانر ترسناک را کاملاً راضی نکند، اما قصه روان، سرگرمکننده و وجود چند سکانس دلهرهآور قوی، این فیلم را به اثری مهم و جریانساز تبدیل کرده است. فیلمنامه که توسط کری فوکوناگا بر اساس رمان مشهور استیون کینگ نوشته شده، حول محور نماد ماندگار وحشت یعنی «پنیوایز» میچرخد؛ دلقک شیطانی و فریبکاری که از ظاهر بیخطر خود برای شکار قربانیان استفاده میکند. داستان از زمستان ۱۹۸۸ و جایی آغاز میشود که برادر کوچکِ نوجوانی به نام بیل، در جستجوی قایق کاغذیاش با این دلقک ترسناک در مسیر فاضلاب روبهرو شده و ناپدید میشود؛ اتفاقی که گروهی از نوجوانان را به چالشی خونین برای شکست دادن این طلسم و نجات جانشان میکشاند. در نهایت، تلفیق هوشمندانهی المانهای وحشت فراطبیعی، بازی قابلقبول بیل اسکارشگورد در نقش پنیوایز و فضاسازی جذاب، باعث شد تا این فیلم با فروش خیرهکننده و رکوردشکنِ بیش از ۷۰۰ میلیون دلار در گیشه، به یکی از پرفروشترین آثار تاریخ سینمای وحشت تبدیل شود، هرچند که دنبالهی آن نتوانست این موفقیت را تکرار کند.
16. Get Out (برو بیرون)

کارگردان: جوردن پیل
بازیگران: دنیل کالویا، الیسون ویلیامز، برادلی وایتفورد، کلب لندری جونز
سال اکران: ۲۰۱۷
فیلم «برو بیرون» (Get Out) ساختهی هوشمندانهی جوردن پیل، اثری استثنایی و ساختارشکن در ژانر وحشت است که توانسته تعادل بینظیری میان خلق ترسی اصیل و ارائهی پیامهای عمیق اجتماعی برقرار کند. داستان فیلم دربارهی جوان سیاهپوستی است که برای دیدار با خانوادهی نامزد سفیدپوستش به ویلای دورافتادهی آنها سفر میکند، اما ظاهر متمدن و صمیمی این خانواده، در واقع تلهای مرگبار برای به دام انداختن او در چنگال یک فرقهی مخوف و نژادپرست است. برخلاف بسیاری از آثاری که از المانهای دلهرهآور صرفاً برای شعار دادن استفاده میکنند، اولویت اصلی پیل در این اثر ترساندن واقعی مخاطب است. او با تسلط کامل بر کلیشههای سینمای وحشت فرقهای و بیباکی در نمایش خشونت، نقدی گزنده بر نژادپرستی پنهان و بهرهکشی طبقهی مرفه و واپسگرا ارائه میدهد، بدون آنکه اثرش به یک بیانیهی سیاسی خستهکننده تبدیل شود. نکتهی حائز اهمیت این است که بودجهی پایین فیلم کاملاً به نفع آن تمام شده است؛ زیرا کارگردان را از باج دادن به مخاطبِ عام و دلنازک بینیاز کرده و جسارت لازم برای خلق سکانسهای منزجرکننده را به او بخشیده است. در نهایت، «برو بیرون» با پرهیز از شعارزدگی، بیننده را عمیقاً مشوش رها میکند و بهحق یکی از بهترین کلاسیکهای مدرن این ژانر است.












دیدگاه خوانندگان
۰ دیدگاه درباره این مقاله
دیدگاه شما
تجربه یا پرسش خود را بنویسید؛ حداکثر 500 کلمه.
برای نوشتن دیدگاه وارد شوید
ورود سریع است و پس از آن به همین مقاله برمیگردید.